Thursday, July 30, 2009

سکوت آگاهی


انرژی لحظه حال را حس کن

و به آن اجازه بده تا تو را زندگی کند

اگر درد و ترس، اضطراب یا انقباض

در زندگی به سراغت آمد، عقب نشینی نکن

و از رنج حاصل برای عمیق تر شدن در لحظه حال

و اعماق وجودی خود استفاده کن

زخمهای عاطفی و روحی ات را با آگاهی

و عشق تمام در آغوش بفشار

از رنج فرار نکن. به تمامی با آن مواجه شو

با عشق و آگاهی به هسته آن نفوذ کن

وقتی که درد ناپدید شد و تو آسوده شدی

مثل یک شاهد، فقط مشاهده کن

اجازه بده آگاهی ات، به سرچشمه و مبدا خود بپیوندد

اجازه بده افکارت حرکت کنند، بیدار شوند و دوباره بخوابند

تو فقط تماشایش کن. آنقدر که آرام بگیرند

سپس در سکوت آگاهی باقی بمان

برای آنکه نور آگاهی، وجودت را روشن کند

باید آرام بگیری و ساکت باشی. مهم نیست

چقدر طول بکشد. هر چه بیشتر، بهتر

Sunday, June 21, 2009

در حضور باش


در حضور باش هر کجا که هستی
مهم نیست کجا: تمام و کمال در حضور باش
و با حضور تو، هر حرکت کوچک
شعله فروزانی خواهد شد
و خواهی دید که تمام حیات تو به
کاروانی از نور مبدل خواهد شد

Tuesday, May 5, 2009

جشن


وقتی همه چیز را تبدیل به جشن کنی، آنگاه آزاده ای
وقتی بفهمی که زندگی یک قایق سواری است
و تو باید به جریان رودخانه اعتماد کنی و از دیدن مناظر لذت
آنگاه صراط مستقیم را یافته ای. اگر اندوه تو
در متانت و ملایمت آن را جشن بگیر
اگر شادی و خوشحالی ات سطحی
در سکوت و آگاهی به آن عمق ببخش
اگر احساس عشق می خواهد تبدیل به احساس تملک و تصاحب
به کمی اعتماد، فضا و رهایی نیاز داری
اگر اعتماد سخت است، آسوده باش
چون معشوق منتظر می ماند
در آتش اکنون بسوز
تو بودای آینده ای
تو گل عشقی
تو مقدسی
تو زیبایی

Friday, April 17, 2009

رها از خود


لحظه ای که از (( خود )) رها شوی
دیگر هیچ چیز نمی تواند به خطا برود
هیچ چیز هرگز به خطا نمی رود
همه چیز همان گونه که هست، کاملا" درست است
این همان معنای دقیق خداست: همه چیز همان گونه
که هست خوب و نیکوست

Saturday, March 14, 2009

لحظه ی واقعی


باید به روشنی درک کرد که
تنها یک لحظه است که در دست توست
لحظه ی واقعی. و دوباره و دوباره آن
لحظه ی واقعی را بدست خواهی آورد
یا آن لحظه را زندگی می کنی، یا بی آن که
آن را زندگی کنی، می گذاری که از دست برود

Tuesday, February 10, 2009

طبیعی باش


اول طبیعی باش
سپس در رودخانه (( طبیعی )) جاری خواهی شد
و روزی می رسد که رودخانه به اقیانوس ماوراطبیعی می پیوندد

Saturday, January 10, 2009

آزادی


بدون آزادی، زندگی ابدا" معنایی ندارد
منظور ازآزادی، آزادی سیاسی، اجتماعی یا اقتصادی نیست
آزادی یعنی آزادی از زمان، آزادی از ذهن و آزادی از آرزو

Thursday, December 25, 2008

سکوت پاسخ است


سکوت، پاسخ است
در آگاهی خاموش، حقیقت آشکار می شود
در سکوت، خداوند رخ می نماید
در سکوت، تو ناپدید می شوی

Thursday, November 6, 2008

درنگ کن


چنگ زدن به چیزها و افکار را رها کن
مشتت را کاملا" باز کن
زیرا چنگ زدن رنج و عذاب است
درنگ کن! اما ذهن دیوانه درنگ نمی کند
اگر ذهن درنگ کند
بی درنگ روشن می شود

Friday, October 10, 2008

راه رهایی


آری، راهی به رهایی هست
این راه دور نیست
می توان گفت همین نزذیکی هاست
دانسته یا ندانسته همه مشتاق این راه اند
اما تنها معدودی قدم در راه می گذارند
و نادرند کسانی که به طور مستمر آن را
دنبال کنند
اما کسانی که با تمام وجود آن را دنبال کنند
در می یابند که مقصد همان راه بوده است

Tuesday, September 9, 2008

معنای زندگی


هستی هست برای اینکه هست
خدا هست، زیرا هست
هیچ هدفی و هیچ نیازی بر هستی
خداوند مترتب نیست
زندگی نیز این گونه است
معنایی ورای آن وجود ندارد
بنابراین، معنایی برای آن فرض نکن
در غیر این صورت، بی معنایی آن را
احساس خواهی کرد
زندگی بی معنا نیست و نمی تواند
باشد، زیرا معنا در هیچ جا وجود
ندارد
جست و جوی معنا زشت است
زیرا از ذهن مصلحت جوی آدمی
سرچشمه می گیرد
هستی، هست، همین
زندگی نیز این گونه است
هدفی در کار نیست
پایانی هم
زندگی را اکنون و در این جا
احساس کن
خود را به زندگی عادت نده
زیرا این کار از ذهن مصلحت جو
سرچشمه می گیرد
رند و بازیگوش باش
و تنها در این صورت است که شور و
سرمستی زیستن و در جهان بودن را
تجربه خواهی کرد
این تجربه، دین است. اشو

Friday, August 8, 2008

ذهن مرده


هر تکرار و تمرینی زاده ی ذهن است و
با ذهن انجام می شود
ذهن یعنی گذشته، یعنی مرده
ذهن چیزی ست که انسان باید از آن
به بیرون بپرد
انفجار در بیرون از ذهن رخ می دهد
پس نسبت به ذهن و حیله گری های
آن آگاه باش

Monday, July 7, 2008

تخلیه ی خویشتن

تخلیه ی خویشتن، تخلیه نیست
بلکه همه چیز شدن است
منفی نیست
بلکه عین مثبت بودن است
از چیزی سرچشمه می گیرد که همه ی
چیزها از آن می زایند
و به آن باز می گردند
منبع و بستر همه ی وجود است
پس منظور از تخلیه
فقط خالی کردن نیست
تخلیه به معنای غیبت
چیزها نیست
بلکه تخلیه حضور ذات است

Monday, June 30, 2008

حقیقت شو


با حقیقت زندگی کن
برای یافتن حقیقت، راهی جز این
وجود ندارد
حقیقت شو
زیرا راهی دیگر برای شناخت حقیقت
وجود ندارد
نمی توانی حقیقت را از خلال
کلمات بفهمی
از خلال آیینها نیز فهمیده نمی شود
و نه از خلال دانش، اطلاعات و تاملات
حقیقت در درون است، در خلوت
خالی درون
حقیقت، در حالت بی ذهنی
در ذهنی که از امیال تهی ست و فقط
آگاهی آن را پر کرده
خود ر ا نشان می دهد
حقیقت هست، به همین سادگی
آن را نباید جست
باید حجاب را از رخ آن کنار زد
آن پوشش طلایی که حقیقت را مخفی
می کند، نفس است
نفس، تاریکی ست
بمیر و روشن شو
جایی که از ظلمت نفس اثری نیست
آن جا، در آن خلاء، حقیقت نشسته
است
این است حقیقت
این است سعادت
این است پایندگی و نامیرایی

Friday, May 30, 2008

زندگی راز است


زندگی جنبش است
روند است
سیالیت و جریان است
اما اندیشه ها جامدند
به همین دلیل ضد زندگی اند
آنها آجرهای مرده اند
با آنها نباش
راه بیفت
از عدم ثبات نترس
زیرا زندگی قیاس منطقی نیست
زندگی نظریه نیست
راز است

Wednesday, April 30, 2008

اغفال


میلیونها نفر می توانند ادعا کنند که ناراست، راست است
اما همین ناراستی ست که مسبب تمامی رنجهایشان است

Sunday, March 30, 2008

کرانه ی دیگر


اندک شماری به کرانه ی دیگر رسند

دیگران در طول ساحل می دوند

Thursday, February 28, 2008

همچون ماه رهیده از ابرها



آنکه روزگاری کاهلی کرد
و سپس هشیار شد
جهان را روشن کرد
همچون ماه رهیده از ابرها

* * *

قـــو راه خورشید در پیش گرفت و معجزه آسا به فراسو رفت
فرزانگان بر سلطان مرگ و یارانش چیره شدند
و از این بُعد رستند

* * *

آنکه آهنگ همسو شدن با رود هسـتی کرد
ثمری بهتر یافت
از خداوندی بر جهان
و از فرمانروایی بر همه ی موجودات


Thursday, January 3, 2008

وجود تغییرناپذیر



چرخ دنیا همین طور می چرخد
اما چرا تو با آن بچرخی؟ ببین
چه چیزی در پس تن و ذهن است
که هرگز حرکت نکرده است
حرکت نمی کند
هرگز نمی تواند حرکت کند
وآن تو هستی
موج ها در سطح این اقیانوس وجود
دارند، اما در اعماق؛ چیست آن جا؟
وقتی موج ها به جای اقیانوس گرفته
شوند، اشتباهی وحشتناک رخ داده است
به چرخ یک گاری نگاه کن
چرخ آن می چرخد، زیرا محور نمی چرخد
بنابراین، محور خویش را فراموش نکن
چه ایستاده باشی، چه نشسته و چه در
خواب و بیداری، محور وجود خود را
به یاد داشته باش
رفته رفته، مواجه می شوی با آن
تغییرناپذیری که مبنای همه ی
تغییرات است

Thursday, December 13, 2007

با جریان جاری شو


تو در خلاف رود در حرکتی
و سیه روزی ات از همین است
سعادتمندی تو در پیوستن به مسیر
و جریان رود است
تا آن پایه که دیگر میان تو و رود
فاصله ای نباشد
و تو همان رود شوی
پیوستن و با رود شدن
کار دشواری نیست
حتی اگر شناگری ندانی، در جریان رود
جاری هستی و رود تو را با خود
به دریایی می برد که کران مندی ندارد
زندگی همان رود است
اگر بدون زور و مقاومت در میانش روی
آن گاه سیه روزی ات رخت برمی بندد

Thursday, November 29, 2007

از حضور خود آگاه باش


خیلی چیزها در درون و بیرون تو
اتفاق خواهد افتاد
تو در لبه ی انفجاری، پس تنها باش.
نه بی کس، بلکه تنها
و با این تنهایی زندگی کن
بلکه عین تنهایی باش
در حال حاضر این تنها مراقبه ی
توست
بی کسی، منفی ست
بی کس ماندن یعنی از غیبت دیگران
آگاه بودن
اما تنها بودن مثبت ترین مرتبه ی ذهن
است
تنها بودن یعنی آگاه بودن از حضور
خویش
از حضوری که خودت هستی آگاه
باش
فقط آگاه باش و منتظر بمان
منتظر آن اتفاق
آن لحظه، نزدیک است. - اشو

Tuesday, November 20, 2007

نقاب را بردار

از (( من )) نباید دست کشید
زیرا چگونه می توانی از چیزی دست بکشی
که هرگز وجود نداشته است؟ (( من )) را
باید بررسی کرد
باید (( من )) را شناخت
این بررسی و شناخت، به این می ماند
که چراغی به دست بگیری و به دنبال
تاریکی بگردی
تاریکی ناپدید می شود
به تاریکی نمی شود برچسب چسباند
زیرا وجود ندارد
فقط باید چراغی بیاوری و نقاب را از
چهره ی تاریکی برداری
این در مورد فکرها و دغدغه هایت
نیز صدق می کند
با آنها درگیر نشو
تلاشی که برای رهایی از فکرها می کنی
خود از فکری نشات می گیرد
افکارت را بشناس، آن ها را ببین
نسبت به آنها آگاه باش
با آگاهی تو، آنها بدون زحمت
فروکش می کنند
نظارت بر خود، سرانجام به تخلیه ی
نفس می انجامد
و وقتی از نفس خالی شدی، هستی
تو را پر می کند

Saturday, November 17, 2007

بیداری حقیقی


زندگی رویایی بیش نیست
پس با آن حال کن
اما بیش از آن نخواه
زیرا این رویا را آشفته می کنی
و با این خواهش، چیزی به دست
نمی آوری، مگر شبی خراب را
ناظر ذهن رویا بین باش
و بدین سان فراتر برو
آن گاه به ماورای رویا و ذهن
رویا بین خواهی رفت
و بدان که نوعی بیداری نیز وجود دارد
که فراتر از ذهن رویابین است
این بیداری که ما می شناسیم
چیزی نیست، مگر رویایی
آشفته و مغشوش
انسان به واسطه ی افزون طلبی و میل
بیشتر، به این مرتبه ی بیداری فروتر
از رویا تنزل می کند
و این چیزی ست که ما معمولا" دچارش
هستیم
نوعی بیداری فراتر از ذهن رویابین
نیز هست
بیداری حقیقی، نسبت به خواب معمول آدمی
انسان می تواند به واسطه ی مشاهده و نظارت
بر ذهن رویابین
به این مرتبه ی بیداری برسد
کسی که به این بیداری نرسیده، هنوز
به معنای واقعی زنده نیست - اشو

Tuesday, November 13, 2007

وقتی قطره دریا می شود

حضور فکر، ذهن را مرزبندی می کند
ذهن، بی حضور فکر، فضایی بیکران
است
در بیداری، بی حضور فکر
انسان، قطره گی را ترک می گوید
و دریا می شود
بدین سان، انرژی عظیمی رها می شود
این انرژی، همه ی آن چیزهایی را که
مرده اند، پاک می کند
این انرژی، گذشته ی مقدر را
می زداید؛ راحت و بی زحمت
بزرگ تر، کوچک تر را جذب می کند
و (( خود ))، دست نخورده باقی می ماند - اشو

Monday, November 12, 2007

تسلیم


اصلا" به تسلیم شدن فکر نکن
زیرا آنچه که در تو به تسلیم شدن
فکر می کند، تنها مانع است
در نتیجه کسی نمی تواند تسلیم شود
تسلیم شدن کاری نیست که انجامش
دهی، اتفاقی ست که می افتد
تو نمی توانی به سراغش بروی
آن است که به سراغ تو می آید
هر تلاشی از جانب تو، مانع
آمدن آن می شود
گشوده باش و بی کوشش
آسوده و پذیرا
او خواهد آمد؛ همیشه می آید