Monday, October 29, 2007

بودن

آزادی از شدن، به معنای آزادی
برای بودن است
شدن، یک میل است
بودن، آن چیزی ست که هست
شدن، اشتیاقی ست که چشم به
آینده دوخته است
بودن، در لحظه ی کنونی بودن
است
شدن، ذهنی ست
بودن، وجودی ست
به همین دلیل، شدن باید متوقف
شود، تا بودن خود را عیان کند
شدن، چیزی ست شبیه دود
پیرامون آتش
یا پوسته ای پیرامون مغز
پس بگذار دود پراکنده شود
تا شعله در شکوه و عظمت تمام
خویش زبانه بکشد
بگذار پوسته ی دانه بمیرد
تا دانه چیزی باشد که در ژرفای
خویش است

0 comments: