Thursday, November 8, 2007

جهش به هیچ

منظور از جهش، تغییر صرف نیست
تغییر، روندی ست از شناخته ها به
شناخته ها
گناهکاری قدیس می شود
این یک تغییر است، جهش نیست
تو می توانی تغییر کردن را تمرین کنی
اما جهش کردن را نمی توانی
زیرا فقط شناخته ها را می توان
تمرین کرد
در این صورت، هر تغییری فقط
گذشته ی تعدیل یافته است
زیرا گذشته در آن استمرار دارد
گذشته بر آن حاکم است
زیرا محصول گذشته است
به تعبیر دیگر، تغییر، از این است
به آن، حرکتی ست در شناخته ها
اما جهش، یک انفجار است: از این
به هیچ، به عدم؛ از این جا به ناکجا
نمی توانی آن را تمرین کنی
در این جا، تنها مانع خود تو هستی
پس چه باید کرد
در واقع هیچ کاری نمی توان کرد
نسبت به این عجز آگاه باش
و در این عجز بمان
هیچ کاری نکن
زیرا کاری کردن نوعی گریز است
از واقعیتِ این عجز
اصلا" حرکتی نکن
آن گاه انفجاری عظیم به وقوع می پیوندد
و جهشی صورت می گیرد

0 comments: