از (( من )) نباید دست کشید
زیرا چگونه می توانی از چیزی دست بکشی
که هرگز وجود نداشته است؟ (( من )) را
باید بررسی کرد
باید (( من )) را شناخت
این بررسی و شناخت، به این می ماند
که چراغی به دست بگیری و به دنبال
تاریکی بگردی
تاریکی ناپدید می شود
به تاریکی نمی شود برچسب چسباند
زیرا وجود ندارد
فقط باید چراغی بیاوری و نقاب را از
چهره ی تاریکی برداری
این در مورد فکرها و دغدغه هایت
نیز صدق می کند
با آنها درگیر نشو
تلاشی که برای رهایی از فکرها می کنی
خود از فکری نشات می گیرد
افکارت را بشناس، آن ها را ببین
نسبت به آنها آگاه باش
با آگاهی تو، آنها بدون زحمت
فروکش می کنند
نظارت بر خود، سرانجام به تخلیه ی
نفس می انجامد
و وقتی از نفس خالی شدی، هستی
تو را پر می کند


0 comments:
Post a Comment